کتاب زندگی

 

به خاطره ای مانم

به رنگ تیره ای کدر

و تنها بازمانده ای از تگرگ

در فصل سالمندی خویش

که از تکرار شکست سرخوش

این دارایی من است

کوله ای از هست ها

و توشه ای از نبودن ها

من در واژه ها مرده ام

و در قصر کتاب زندگی 

ورق آخریم که بی جلد

روی غبار کوچه ها 

گل آلود شده ام

/ 0 نظر / 21 بازدید