قتل سبز

جنگل خونین

سر رهایی چه آسان

می پیچد به گریبان خیال

و رنگ در آغاز بردگی زمان

چه بی فرجام تشنه ی ایمان است

راه در تن زخمی بیشه پیدا می شود

شیون گرگها رگ تازه ی رهایی را می درد

و اینسان پهنه ی سبز

هویت عشق را آشکار می سازد

صحنه ها از پیش قرمز بودند

و به خون آلوده

/ 4 نظر / 20 بازدید
ساناز صادقي

چون کوه به آبشار می اندیشم////پاییزی ام و بهار می اندیشم///از هر نَفَسَم جوانه ای می رویَد///این گونه به روزگار می اندیشم////سلام دوست عزيز خوشحال ميشم اگه قابل دونستي باهم تبادل لينك كنيم منو با عنوان "دلنوشته هاي ماباهم" و آدرس www.mabaham.ir لينك كن بعدش بيا به سايت ما و لينك خودت رو ثبت كن ( تو قسمت لينك هاي دوستان ).تبادل لينك در سايت ما به صورت اتوماتيك مي باشد يعني اگر لينك ما در وبلاگ شما باشد لينك شما اتوماتيك در سايت ما تاييد خواهد شد.

ebrahim

درود بر شما . مطلبی در مورد یعقوب لیث صفاری نوشته ام . آیا یعقوب را میشناسید ؟؟؟ اگه نمیشناسید بیا به وبلاگم و مطالب را بخوان . منتظرما !! حتما بیا

ebrahim

درود . ممنون که سر زدید و نظر گذاشتید . والله من اینو ننوشتم و یکی از دوستان که همسفر من بودند این مطلبو نوشتن . بدرود

سعادتی

با درود و سپاس چه نام زیبایی برای وب انتخاب کرده اید.ما هم مانند شما عاشق وطن هستیم.پاینده باشید.