خودکامگی

تباهی ام

هر روز در خودکامگی خود

خود به خود فرو می روم

فرود و فراز ذهنم در حجب التهاب اشک

جان به جان آفرین سلام را

متبرک شهد نجوای هر روزم می کند

و تمنای بی دلیلم

گریه ها،زجه ها و تباهی ام

در سرنوشت آخرین روز

به گشایش لبخند تو به بار می نشیند

نفس را در احتمال مرگ خود

تا جای ترس

و اضطراب پوچ

که در خیال واهی تو نقش می گیرد

در سینه ای مالامال از توده های سنگ

زندانی می کنم

تا هول نگاه تو پیروز می شوم

و هنوز تا امروز در خودکامگی خود

فرو می روم

بی آنکه بودنم

و نبودنت

همدیگر را آزار داده باشند

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

سلام ممنون از اینکه بهم سر زدی . باز هم منتظر حضور گرمتون هستم.

افشین

[گل] درود دوست گرام [گل] * بابک خرمدین دلیر مرد ایران زمین * عرب ها خوب بدانند، در این ایل غریب گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز... گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند، توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز... خداوند نگهدار ایران باد .. [گل]

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

ساناز

سلام این آدرس لینک پرسشنامه آنلاین است. اگر جواب بدید و بفرستید ممنون می شم. https://spreadsheets.google.com/viewform?formkey=dDd6YUdJWFFHZUVROWlCQ2RpdG9uQXc6MQ

مروارید عرفان

سلام آریانای عزیز [گل] دیدن کامنت پر مهرت بعد از مدتها واقعا خوشحالم کرد . چون همیشه شعرت دلنشین و پر محتواست ! .....تا هول نگاه تو پیروز میشوم ...... سخت بدلم نشست . برایت ارزوی موفقیت دارم . باز هم بدیدارم بیا . [لبخند]

ابوذر اکبری

توی شهر دنیا یه خونه اسیره یه زندانِ شرقی دلا توش می میره توی شهر دنیا یه کابوسِ شومه یه بغضِ دمادم که شـادی حرومه دیگه با مـاها نیست سر چی بباریم یا با قلبی زخمی یه عشقی بکاریم دیگه مهربون نیست همه دستِ مردُم بهارُ نمی خوان همه خوبیا گم جوونی که خسته امیـدی شکسته خـدا لُعبتی شد همه دستا بسته ولی مـا هنوزم می تونیم بخونیم هنوز نائی مونده که تا صبح بمونیم هنوزم تو شبها گُلِ یاسی داریم مـا با صد تا غُصه رو در بایستی داریم نمیگیم تمومه نمیگیم نمی خوام همه دنیا با ماست همه شوقِ فردام توی شهر دنیا یه خونه اسیره اگه مـا بلند شیم یه روز دیوه میره توی شهر دنیا یه کابوسِ شومه پریدن از این خواب نگو آرزومه دیگه با مـاها نیست بعدِ مـا نمی خوان دارَن یاد می گیرن میتونن و میان میان تا تموم شه همه فصلِ ماتم که شومی سر او

ایمان

_____¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤------------------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤-----------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤----------------------¤¤¤-¤¤¤-----------------------¤¤¤ __¤¤¤¤¤--------------سلامي به گرمي خورشيد---------------¤¤¤ _ ¤¤¤-هرگز به کسي اجازه نده تا روياهاي تورا زير سوال ببرد----¤¤¤ ¤¤¤----------------------------------------------------------------------¤¤¤ ¤¤¤--در سراشيبي که نامش زندکيست--------------------------------¤¤¤ ¤¤¤------باهمه بيگانگيها ميروم------------------------------------------¤¤¤