جشنواره بادبادکها.

کایاک

به نام پرودرگار زمین و آسمان

درود بر شما دوستان و رهروان مهر و اندیشه

روز جمعه مورخ 28/3/89 جشنواره ی بادبادکها در شهر ایزدشهر استان مازندران برگزار شد.

جشنواره روبروی منزلمان برگزار شده بود،تعداد زیادی از همشهریان و مسافران بومی و غیر بومی در محل جشنواره حاضر شده بودند.

جایگاه جشنواره نزدیک به ساحل دریا و در زمین وسیعی قرار داشت.

جشنواره حدود ساعت 9 صبح آغاز شد و تا حدود ساعت 12 ظهر خاتمه یافت.

در ابتدای آغازین جشنواره آسمان آبی ایزدشهر تعداد اندکی از بادبادکهای بزرگ و فانتزی را مهمان خود کرده و آنها را همچون فرزندی به آغوش کشیده بود،بادبادکها هرکدام شکل خاصی از قبیل پرنده،چهره،اژدها و ... ساخته شده بود.

من و همسرم هم به طبع با توجه به ذوق و حس زیبایی دوستی در این جشنواره شرکت کردیم.

روش شرکت در این جشنواره بدین شکل بود که در محل برگزای جشنواره باید فرمی با مشخصات فردی و نام نهادن بر روی بادبادک پر شده و ثبت نام انجام می شد.بعد از ثبت نام یک بادبادک هم به شرکت کننده می دادند.

نام بادبادکمان را کایاک گذاشتیم.

هر بادبادکی که بیشتر و بالاتر از هر بادبادک دیگری قرار می گرفت آن شخص برنده می شد.

خب بعضی از بادبادک پرانها خیلی حرفه ای بودند و بادبادکهای حرفه ای خود را با تسلط کامل به آسمان پرانده و در بالاترین نقاط قرار داده بودند.

ما هم کایاک خودمان را به آسمان پراندیم البته به زحمت زیاد چون مساحت جایگاه پرش کم بوده و تعداد زیادی شرکت کننده وجود داشت که احتمال برخورد با دیگر بادبادکها می رفت.

طول نخی که خود بادبادک داشت بسیار کم بود،بنابر این با همسرم تصمیم گرفتیم به آن نخ اضافه کنیم.من به منزل رفته و یک دوک قرقره نخ برداشتم و آوردم و به نخ کایاکمان اضافه کردیم.

کایاک 2

بالابردن کایاک در آسمان پرترافیک و شلوغ کار بسیار سختی بود،در ابتدا خیلی با احتیاط کایاک رنگین کمان رنگ را از لابه لای بادبادکها به آرامی به فاصله های بالاتر فرستادیم .چندین بار هم با دیگر شرکت کننده ها تصادف نخی داشتیم که خوشبختانه موجبات ناراحتی و زحمت دیگری را فراهم نیاوردیم.

کایاک با فرستادن نخ از دستان همسرم در آن هوای شرجی و گرم و تابش آفتاب سوزان بالاتر می رفت،بالاخره با کلی حرص خوردن و زحمت فراوان کایاک در بالاترین فاصله نسبت به آخرین بادبادک قرار گرفت،بین کایاک و رقیبش رقابتی جالب برگزار شده بود که توجه همه را به خود جلب کرد.

کایاک بدون رقیب همچنان آخرین بادبادک در آسمان ایزدشهر بود،تا اینکه بعد از چند دقیقه ی کوتاه افتخار وخوشحالی متوجه شدیم که کایاک فاصله اش نسبت به زمین دارد کمتر می شود،بنابراین شروع به جمع کردن نخ آن کردیم،کایاک خیلی بالا رفته بود و جمع کردن آن کار مشکلی بود،در همین هنگامی که توجه مان به کایاک بود،دیدیم که کایاک دارد سقوط می کند،متأسفانه بعد از چند لحظه ی کوتاه کایاک در چند صد متری محل جشنواره سقوط کرد.

نخ باقیمانده را جمع کردیم در اواسط جمع کردن متوجه شدیم که نخ پاره شده،به دلیل بالا رفتن بیش از حد بادبادک و عدم توان نخ پاره شده بود،اما چیزی که ما را به شک وا می داشت این بود که در آن شلوغی امتداد بادبادک ما اشتباهی یا تعمدی نخ پاره شده بود.

بعد از چند دقیقه اعلام کردند که هرکس بادبادک خود را سریعتر به زمین برساند برنده است.

ما و سایر مهمانها به محل جایگاه استراحت جشنواره هدایت شدیم،به دلیل شدت گرما فقط با آب پذیرایی شدیم،چون آب از هر چیز دیگری در آن گرما با اهمیت تر بود.

خانواده ها هریک با بچه های کوچک در محل استراحت هم همه ایی راه انداخته بودند،همه شاد و خندان نظاره گر آوردن جوایز شده بودند.

بالاخره آخرین بادبادک هم به زمین رسید و همه جمع شدند تا اسامی برندگان را اعلام کنند.

بادبادک

اعطای جوایز با حضور شهردار محترم شهر ایزدشهر جناب آقای مهندس توکلی و اعضای محترم شورای اسلامی شهر ایزدشهر صورت گرفت.

در ابتدای اعطای جوایزمسابقه ی پیامک بادبادکی از دختر خانمی خواستند که به قید قرعه برگه ای را انتخاب کند که از قضا نام یکی از اعضای شورای شهر بود و ایشان این جایزه را به دختر خانمی دیگر اعطا کردند.

دیگر جوایز را به تمامی خردسالان و کودکان اعطا کردند.

منتظر ماندیم تا اسامی برندگان به ترتیب را اعلام کنند،هفت نفر انتخاب شدند.

اولین نفر آقای مسنی بودند که به نیت چهارده معصوم،چهارده بادبادک به آسمان ایزدشهر هدیه کرده بودند.

همچنین دیگر برندگان هم به ترتیب جوایز خود را دریافت کردند.

البته جشنواره به همین خوبی و خوشی به اتمام نرسید،در حین اعطای جوایز چوب وسط چادر محل استراحت با وزیدن بادی شدید جدا شد و جلوی پای تماشاچیان افتاد و آخرین نفر نزدیک به انتهای چوب، دختر خانم کوچکی بود که چوب با پیشانیش برخورد کرد و جراحتی بر او وارد کرد البته سطحی بود و به خیر گذشت.

در پایان جشنواره هم ٣ بادبادک از مسئولان به یادگار گرفتیم.

اما یکی از نکته های زیبا و قابل توجهی که در این جشنواره وجود داشت در یک جمله ی آقای شهردار خلاصه می شد" ما زمین را دوست داریم" بله واقعا باید زمین را دوست داشته باشیم عزیزان.

جشنواره با تمام زیبایی هایش به اتمام رسید،جشنواره ای که شاید کوچک و خودمانی برگزار شد اما دل همه را شاد کرد و خیلی را به معنای واقعی زندگی رساند،بزرگترها آموختند که آسمان همواره هست و خواهد بود و باید به آسمان رسید و کوچکترها آموختند که آسمان را باید پاک نگاه داشت و برای آبی ماندنش همواره تلاش نمود.

اما آنچیزی که مهمتر است زمین است،باید زمین را مقدس تر شمارد زیرا این زمین است که آسمان را معنا می بخشد و از همین زمین است که آسمانیان ساخته می شوند.

بادبادکها

من و همسرم هم یاد گرفتیم که همیشه بالاتر رفتن پیروزی نیست،بالاتر رفتنی که به برگشت منتهی نشود همیشه با سقوط همراه است،باید به فکر برگشت هم بود و بالا قرار گرفتن همیشه پرخطر و حساس تر از هر لحظه ای است.

پس بیایید زمینی باشیم تا همواره آسمان از آن ما باشد.

پایدار و سربلند باشید

در پناه ایزد جاودان

برای دیدن تصاویر مربوط به جشنواره به نشانی زیر بروید:

http://www.izadshahr.ir/PhotoGallery.aspx?ID=27&name=جشنواره%20بادبادکها%20-%20خرداد%201389

 

آریانا آریارمن

به اهتمام همسرم

/ 22 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاطره آبی

بادیادکها منو یاد آهنگ زیبای حبیب میندازه! [گل]

مشتی ماشالا

به روزم و چشم انتظار حضور شما پاینده ایران و ایرانی

منشور اطلاعات

امیدوارم روزی بتوانم بهترین شعر زندگیم را برای تو بسرایم و تقدیم تو کنم گرچه که یقیین دارم که می دانی نه تنها اشعارم که تمام هستی ام وجودم تقدیم به توست تو الهام بخش بهترین ابیات شعرهای منی وقتی اولین سلام نخستین دیدار ملتهب ترین نگاه را به یاد می آورم آن زمان که با نگاهی معصومانه با لبخندی کودکانه و با صداقتی شاعرانه دستهایم را فشردی و آن زمان را که شوق هر روز دیدنم و هر روز دیدنت آرامم می کرد ...

الهام

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست!

Shahab

سلام دوست خوبم ترانه خونه بعد از 2 سال با یه ترانه جدید آپدیت شد مثل همیشه منتظر نظر قشنگت هستم [لبخند] taranekhone.persianblog.ir

اصغر معصومی

سلام به روزم با: گربه اي حرف زد و عينک شب، سمعک شد ((محتسب، شـيخ شد و)) وارد كهريزك شد محتسب، گفت كه يك ساقي زيبا بكشند قبل از اندام و لبش، ناخن او را بكشند گفت و آن ها همه بر عشق تمركز كردند كف زندان، به گل سرخ تجاوز كردند گفت و كشتند دراين جنگل شب آهو را شيرهاي وسط فلكه‌ي دانشجو را... منتظرم

محمد

+ نامه مدیریت بسمه تعالی همکار و دوست عزیز در دنیای بی انتهای اینترنت سلام علیکم/. سعی و تلاش شما را برای اطلاع رسانی ارج می نهیم و سپاسگزاریم.وبلاگ تازه تاسیس shansebozorg شانس بزرگ در نظر دارد با قرعه کشی هایی در هر ماه فضای جدیدی به اینترنت داده و باعث افزایش بازدید وبلاگها شود. نتیجا مساعدت شما را خواستاریم ... توضیحات در باره این سیستم قرعه کشی اینگونه است که ما روزانه میلیاردها بازدید کننده وبلاگ در اینترنت داریم.خوب حالا قرعه کشی را در نظر بگیرید که در ماه در ان 100000000 تومان جایزه داده میشه و ورودی برای قرعه کشی هم فقط 50 تا تک تومنی خوب حالا هر کس که با مبلغ 50 تاتک تومنی وارد قرعه کشی بشه 1 امتیاز و هر کس با مبالغ بیشتری وارد بشه امتیاز بیشتری داره. مزایای این کار برای صاحبان وبلاگها............................. 1.باعث افزایش بازدید میشه چرا که فضای وبلاگ به یک فضای مسابقه ای تبدیل میشه. 2.صاحبان وبلاگها از طریق همکاری با ما میتوانند امتیاز 50 را بدون پرداخت 2500 تومان داشته باشند یعنی بلیط شما در قرعه کشی 50 بار در نظر گرفته میشود. 3.هرگاه هریک از برندگان قرعه کشی ا

انجمن بشترنا

درود جشن دوسالگی بشترنا فرخنده باد. با ما باشید در جشن دوسالگی انجمن بشترنا