التماس از پگاه

گرد راه

باز نشست شبنم عشق

بر گرد راهم

و استغنای او

در بافت ذهنم چسبید

در طلوع یک افق

شد گاه به گاه

 بر فراز التماس .

انعکاس بود،

می رقصید

در تن پگاه.

وای از من و این تصویر؛

این هبوت لبریز.

مگر ما نبودیم؟!

در واژه ناپیدا؟

تا تو باشی

از من و مایش

همیشه شاد و پا برجا؟

و اینک تا تو هستی

همیشه هر جا

من از بارها و باران

تا نجات تو

نخواهم شد خسته از

تکرار

دعایت می کنم

تا همینجا

تا بوسه ی مرگ

با لباسی سرد

توی یک صبح پر رنگ.

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدیر کانون‌های ادبی پرشین‌بلاگ

اديب گرانقدر داریم تلاشی را آغاز می‌کنیم که گرچه شاید قدم‌های اولش ساده به نظر بيايد اما زیربنای خوبی برای ادبیات مجازی خواهد شد.از چندی پیش کانون ادبی پرشین بلاگ به اینجانب واگذار گردید و در مرحله اول سعی برآن داریم تا بانک جامعی از وبلاگ‌های ادبی پرشین بلاگ را گردآوری و فعالیت‌های ادبی این جامعه مجازی بزرگ را سر و سامان دهیم.با وبلاگی آغاز کرده‌ایم و با ثبت دو دامنه سودای ایجاد بزرگترین پایگاه‌های ادبی جامعه مجازی را در سر می‌پرورانیم.برآنیم که می‌توانیم و در این میان دست شما بزرگواران، شاعران و نويسندگان را به گرمي و قدرت مي‌فشاريم البته نه آنچنان كه درد در جان مباركتان بنشيند.انتظار داريم در گروه كانون ادبي در گوگل عضو شويد.ما نيز در آر اس اس خوان وبلاگ‌ها عضوتان مي‌كنيم و لينك مي‌شويد.اميد آنكه اين تلاش در طي دوره اول برنامه‌ريزي به فهرست‌بندي وبلاگ‌ها و در طي دوره‌هاي بعدي به شناسايي و استفاده از فرهيختگان جامعه مجازي و در نهايت امر به خدمتي به ادبيات فارسي منجرشود. انشاا.../محمد مهدي نقي‌پور / http://groups.google.com/group/kanoun

ابوذر اکبری

گل نازم یه ماه میشه جلوه کردی توی قلبم دیگه تو اون عمر و جونی روح من امید و صبرم امروز یک ماهه شدی تو الهی صد سالِ خوشبخت انتظار چشم نازت عاشقونه وقت و بی وقت گل من مهمون قلبم صاحبِ خونه ی شادی شاعرانه پا به پاتم با همه عشقی که دادی با تموم مهربونی دنیا ساده ست چون جوونی مثل لبخند میشه وقتی قدر قلبتو بدونی ٢ توی چشمای قشنگت من یکی خیلی کوچیکم وقتی عشق من یه دنیاست آره من همین یه تیکم عزیزم دو ماهی رفت و به همین زودی یه ساله میگذره روزا و ماها بعدِ اون فقط خیاله فقط یه خاطره ی گم ترش و شیرین و هزار تو زندگی رسمش همینه مهر و لطفتو بکن رو خـدا گل کن تو تـرانـه وقتی شوق تو نباشه این ترنم عاشقانه نور و امید رو می پاشه . . .

مه

سلام دوست عزیز وبلاگ گلستان ایرونی دیگر بروز نمی شود،از این پس می توانید در سایت های زیر با ما در ارتباط باشید: وبلاگ روزنوشت های شخصی من: www.meh777.blogfa.com ایران نت: www.irannet.vcp.ir در پناه حق باشید. یاعلی. خدانگهدار

ابوذر اکبری

سلام وقت خوش روایت امروز یه حکایت تلخه باز محرم شد قصه ی آدمائی که یک سال هر حرومی رو حلال می کنن هر جنایت و پستی رو مجاز بعد سردر خونه و مغازه هاشون پرچم چند متری حسین و ابالفضل آویزون می کنن با پول حروم و کلاهبرداری برای هیات خرج می کنن با پول دزدی میشن معتمد و خیر محل این جماعت دروغ و ریا تزویر با چهره های گوناگون و رنگ رنگ خیلی زیادن خون ملت رو تو شیشه می کنن از بالا دستیا دیگه نمیگم . قصه ی نرگس رو میگم

ابوذر اکبری

سلام ممنون از لطف و محبت همیشگی شما آریانای عزیز ...... با آرزوی سلامت و سعادت همیشگی شما فرزانه ی گرامی [لبخند][گل][گل]

پرهــام

دروووووووووووود دوست دیرینه و مهربانم خوشحالم که هنوز می نویسیید گرچه دیرگاهیست که گویا دست به کلک نبرده اید و صفحه تارنمایتان را با نوشتارتان گلگون نکرده اید با آرزوی شادمانی و تندرستی روزافزون در سایه ایزد یکتا همواره نویسا و بهروز باشید [لبخند][گل]

هرمز ممیزی

سلام دوست من [گل] عاشقی وقف خود خویشتن است// در تب و تاب و تپش زیستن است در طلب قلب خود انگیختن است // انجماد یخ تن ریختن است !!

سید مهدی نژادهاشمی

سلام دوست من با عنکبوتی نشسته بر فریاد به روزم منتظر قدوم سبزتان هستم مانا باشید [گل]