تنگنای زمان

عشق

بافته ام زجر بر پشت اشک

و از این کاهش غمبار خویش

که وامانده ام در تنگنای زمان 

طهور غروبم را

می بینم

من از پشت ایمان

دیده ام ظهور شب را

که گم می شود

چنان در تکاپویی شگرف

اینجا نشانی از فقر عشق حاصل می شود

اما تو باورم دار ای باران ظلم

که این باره با جان دانا آمدم

/ 0 نظر / 26 بازدید