تن خراب

ماییم

دردی

 که در تنی تُرد

 می شکند!

و دستی که بی پروا

اندامی را می درد

 بی آنکه فریاد کرده باشد،....

 تا فرط آه

جنون

از جان،

 به جهان

می دهد خون؛

 ناگزیر می شویم،

 همه سلول های

 این تن خراب.

 

/ 1 نظر / 23 بازدید