همه شب به فکر تبرم

تبری که به دست آویخته می شود

و در تیر رس قرار می دهد

یا که خشک و خیس می ترکاند

فرق از ماست یا تبر

اشک از آه است

یا تبر

تبر که است

دشمن که است

می برم این سخن بی جهاز را

تبر و دشمن من است

من است که بیچاره کرده است

امان از این من

فغان از این من

بس کن ای تبر و تبربه دست

تیشه بهتر از تبر است

از ریشه بکن با تیشه

تبر و دشمن و تبر به دست