پیچش تنیده به آمال ِ کنون ، در فکرِ ترقی با نشانی از جهل به کوشش اهریمن جایی شبیه به تخیلات گناه زیستی است که میل به خطیر راهی بی انتها دارد، در تفکری که پنجره باز به سوی دشتی از کشته ها می نگرد چه سلاحی می تواند این اندیشه ساز ِ کالبد جورانگیز را به قعر پوچی بکشاند؟