دروغ از من مزاد

من زاییده ی  اشایم(راستی)

من پاک بنیاد نیستم

ولی اندیشه ام سست نیست

دوستانم مرا له می کنند

زیر تیربار حرف

می کشم بار را به هر جا

ذره ایی دروغ را یک میل هم تکان نمی دهم

بردن بار راحت است

حتی به بزرگی یک دروغ

خود دروغ حملش سنگین است

حتی برای من

ای تویی که گمان خام بر من داری

ای دوست ای رفیق

این همه مهر در دهکده

به دنبال گور چرا می گردی

خودم گور را آماده کرده ام

چنین مکن تو بامن

دروغ از من بر کنده است

بر حق حلقه زده ام

همچون طناب دار

دروغ را کشته ام سالها پیش

بر زمین بی آبم

جست و جوی بر انگاشت آدمی کن

به دنبال ذات حرف نگرد

همراه حرف شو

شاید حرف تو را به مهر ببوید

باری ای حق پرست

در من چیزی دیگر بجوی

به سلاح هایم نگاه کن

که چگونه خون آلودند

خون آلود دروغ اند