آخرین تلنگر
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٤  

طلوع جاوید

نفس  در آخرین تلنگر خدا؛

جان سپرد!...

کنار لم دادگی ماه و خورشید.

که باورم باشد هر روز من مرده ام.!

و نباید دستهای خدا را ببینم!

و نباید کنار نفسهای نمناک خدا آرام بگیرم.

گویی معدوم سگال سنگ شده ی این تنم.

آه ای خدای من ،

آه ای تکرار نفسهای بی خدای من،

رهسپار زندان این تن؛

جادوی زنجیرهای بسته به زنده بودنم می کنید؟

نه من طلسم این تکرار را خواهم شکست.

قسم به فریاد  گشوده ی جهان گشایم ،

که من لباس نفس های در بند بی خدایی را می درم.

و  کنار بوسه های گرم خداآرام خواهم گرفت،

و جاودانه خواهم زیست.

تا پایان برپایی ماه و خورشید...


 
 
 
 
www.Fu20.com