| آخرین تلنگر |
| ساعت ٤:٤٦ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٤ |
|
نفس در آخرین تلنگر خدا؛ جان سپرد!... کنار لم دادگی ماه و خورشید. که باورم باشد هر روز من مرده ام.! و نباید دستهای خدا را ببینم! و نباید کنار نفسهای نمناک خدا آرام بگیرم. گویی معدوم سگال سنگ شده ی این تنم. آه ای خدای من ، آه ای تکرار نفسهای بی خدای من، رهسپار زندان این تن؛ جادوی زنجیرهای بسته به زنده بودنم می کنید؟ نه من طلسم این تکرار را خواهم شکست. قسم به فریاد گشوده ی جهان گشایم ، که من لباس نفس های در بند بی خدایی را می درم. و کنار بوسه های گرم خداآرام خواهم گرفت، و جاودانه خواهم زیست. تا پایان برپایی ماه و خورشید... |
| شناسنامه ی آریانا |
|
درباره ی تارنگار : ایرانیم و تنها افتخارم این است که خداوند مرا در سرزمینی به نام ایران آفرید.زیباترین واژه ای که می شناسم ایران است و بهترین واژه ایرانی است.اشوزرتشت یگانه پیامبر اهورایی ایران زمین می فرماید:راه در جهان یکی است و آن راستی است.همواره سعی کرده ام در پیشگاه فر و شکوه خداوند راستی را پیشه ی خود سازم زیرا که راستگفتار بودن رهگشای مشکلات است. شناسنامه ی آریانا: آریانا آریارمن |
| نوشتار پیشین |
| نوشتار پسین |
| هموندان |
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|


